• اطلاعیه ها

    • Dr.Saied Malihialzackerini

      Forum Guidline .......... راهنمای استفاده از تالار گفتگوی روان شناسی سیمیا   ۱۷/۰۹/۰۱

      Our guidelines for Symia Psychology & counseling Forums - SPCF. We welcomes contributions which are original, innovative, authoritative and of interest to the membership of the virtual association. It's also a great way for you to share your knowledge and help others. We aim to publish a variety of contributions ranging from personal reflections on psychological practice to critiques of current topics, innovations in service development, and audit and research studies.We also publish correspondence either regarding articles published within SPCF or around issues of general interest to the membership. We value your contributions to our site and encourage you to use our forums to interact with other members! We also want to make sure that SPCF is a safe and trustworthy source for our global community. Articles submitted to SPCF will be sent to members of the editorial collective for refereeing.Overall, articles must be relevant and of interest to the profession Articles of 1000-2500 words including references are welcomed. If you feel an article longer than 2500 words is justified please state the reasons in an accompanying letter and these will be considered by the reviewer. To help us with this goal please ensure your posts are: Friendly To maintain a safe, friendly environment on our forums, we ask our members to limit their comments to courteous and respectful language at all times. Any posts that include sexually explicit comments, hate-speech, prejudiced remarks, or profanity will be removed. We also reject posts that advocate or describe participation in illegal activities and those containing graphic descriptions of death, injuries or violent criminal acts. We only publish posts written by our members . Relevant to psychologists Keep your forum posts relevant and helpful to psychologists. Please don’t include personally insulting language, smear campaigns, or any personal opinions about political, ethical, religious, or wider social issues. If you have a question or comment for SPCF about our forums moderation policies or there is an issue with your account, you can contact us. Non-commercial SPCF association is intended to provide advice for psychologists. Posts that are being offered in exchange for personal gain, such as gifts, services, or money, will be removed. We reserve the right to reject specific content for any reason. Links to external websites, such as advertising sites or personal blogs, that are not relevant to the topic and are used purely for promotional purposes will be removed. We reserve the right to reject any URL for any reason. Survey requests, polls, or requests for research, as well as any spam will also be removed. If you suspect a post is fraudulent, please use contact us to submit your report. SPCF reserves the right to remove any content (links, text, or images) we deem inappropriate. If any member violates any of the above guidelines, we reserve the right to ban the individual from further participation in the SPCF Community.                راهنمای ثبت نام  و استفاده از تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا تالار گفتگو کاربران گرامی سایت انجمن روان شناسی سیمیا تقاضا می شود قبل از ورود به صفحه تالار گفتگو، متن زیر را به دقت مطالعه نمایند. برای فعالیت در تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا ابتدا باید عضو سایت شده و یا درصورت ثبت نام وارد سایت شوید. نحوۀ عضویت در تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا برای استفاده از تالارهای گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا، ابتدا باید عضو سایت اصلی انجمن روان شناسی سیمیا شوید.( چنانچه قبلا در سایت ثبت نام کرده اید، نیازی به ثبت نام مجدد جهت استفاده از تالار گفتگو وجود ندارد و با همان نام کاربری و رمز عبور سایت اصلی می توانید به تالار گفتگو وارد شوید.) 1-   روی دکمه ثبت نام در نوار مشکی سمت چپ بالای صفحه انجمن کلیک کنید 2-   فرم ثبت نام را تکمیل کنید a.     ادرس ایمیل خود را به انگلیسی و دقیق بنویسید b.     یک کلمه عبور (رمز) دلخواه تعریف کنید c.      مقطع تحصیلی فعلی را در میزان تحصیلات وارد کنید d.     سایر خانه ها را تکمیل کنید.   3-   پس از حداکثر چند دقیقه یک نامه جهت تأئید شما به ایمیل تان ارسال می شود. دقت کنید اگر ایمیلی نیامد (بطور قطع ایمیل را اشتباه نوشته اید) وبا دفتر انجمن تماس بگیرید . 4-   حداکثر دو روز بعد از ثبت نام ، نامه ای از مدیر سایت برای شما ارسال می شود که ثبت نام شما تأئید شده و می توانید بعنوان کاربر وارد سایت شوید. راهنمای استفاده از تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا جهت ورود به تالار گفتگو، بر روی عبارت سفید رنگ «وارد شوید» در بالای سمت چپ تمامی صفحات سایت کلیک کنید .  سپس با کلیک بر روی لینک مربوط به خود وارد تالار مورد نظر شوید.   در صفحه باز شده فهرست تمامی انجمنهای موجود را ملاحظه می کنید که به تفکیک مقاطع تحصیلی و گروههای درسی قرار گرفته است. هریک از کاربران به تناسب مقطع و گروه تحصیلی خود وارد تالار مورد نظر خود شوند. کاربران می توانند سوالات خود را در هر زمینه ای مربوط به تالار خود بیان کنند و یا به سایر سوالات سایر کاربران پاسخ دهند. لازم به ذکر است که تمامی فعالیتهای کاربران پس از تأیید مدیر سایت انجمن روان شناسی سیمیا نمایش داده خواهد شد و پس از ایجاد بحث و یا پاسخ به بحثی توسط کاربران، بلافاصله بحث و پاسخ مربوطه نمایش داده نخواهد شد. این اطمینان به تمامی کاربران داده خواهد شد که در کمترین زمان ممکن به تأیید فعالیتهای در چارچوب قوانین انجمن اقدام خواهد شد. آشنایی با ایجاد پرسش و پاسخ در تالارهای گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا
      قبل از ورود به سایت، کاربران تنها قادر به مطالعه پرسش و پاسخها خواهند بود.
      کاربرانی که عضو سایت شده و با وارد کردن نام کاربری و رمز عبور خود ورود موفق به سایت داشته اند، قادر به فعالیت در تالار گفتگو خواهند بود.
      برای پاسخ و مشارکت در یک بحث موردنظر، کافیست به تالار و بحث مربوطه رفته و بروی دکمه پاسخ به بحث کلیک کنید و متن پیام خود را وارد کرده و برروی دکمه ارسال کنید. پاسخ شما پس از تأیید مدیریت سایت نمایش داده خواهد شد. امید است این تالارهای گفتگو نقش مفیدی در کمک به کاربران گرامی سایت انجمن روان شناسی سیمیا ایفا نماید. چهت دریافت راهنمای کاربری دوره ها و کارگاه های الکترونیکی مجازی فایل زیر را دریافت کنید.        E-LearningManual.pdf

kamalinedjad

دکتری روانشناسی
  • تعداد ارسال ها

    45
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    6

آخرین بار برد kamalinedjad در دی 13

kamalinedjad یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

درباره kamalinedjad

  • درجه
    عضو فعال

Uncategorized

  • نام
    فرشيد
  • نام خانوادگی
    كمالى نژاد
  • جنسیت
    مرد
  • مقطع یا میزان تحصیل
    دکتری
  • رشته تحصیلی
    روانشناسى سلامت کیش
  1. اغوا گری زنانه : یکی از مشاجرات همیشگی خیابان ها هتک حرمت ها و متلک هایی است که از جانب مردان نثار زنان میشود . ادعاها و شعارهایی که توسط مردان عنوان میشود این است که : زنان میل به اغوا کردن مردان دارند ولی به اندازه کافی صادق نیستند که به میل خود اذعان کنند . حال این پرسش مطرح میشود که میل به اغواکردن مردان توسط زنان ، هتک حرمت ها و متلک های مردانه را موجه جلوه میدهد یا نه ؟ در روانکاوی secondary یا ثانویه فعالیت هایی است که جنبه آگاهانه دارد و در ego رخ میدهد primary یا نخستین به فرآیند هایی اشاره میکند که ماهیتی ناخودآگاه و غیرمعقول دارند که در id یا نهاد رخ میدهد . زن تمنای شدیدی به مورد عشق واقع شدن از جانب دیگری دارد و در مورد آن خیال پردازی میکند . آرزومندی او در آن است که بدن و کالبد آن چنان مملو از زیبایی باشد که مرد نتواند در مقابل آن مقاومت کند . این تمنّا خود را از طریق هراس افراطی وی از تجاوزجنسی و هتک حرمت تظاهر پیدا میکند . ما اینجا با جایگاه دوپاره ی زن (شکایت کردن از هتک حرمت و سوء استفاده های جنسی و همزمان میل ورزیدن به آن و تحریک طرف مقابل به اغوای خود ) روبرو هستیم . این یکی از نمونه های روبرو شدن ما با ساختار پارادوکسیکال خیال پردازی می باشد .فروید مینویسد : اگر آنچه سوژه ها در خیال پردازی هاشان بیش از هر چیز دیگر آرزوی اش را دارند در واقعیت به آن ها داده شود ، آن ها با وجود همه ی اشتیاقشان از آن فرار خواهند کرد . بیایید دو زن را در نظر بگیریم : اولی بی قید و جسور و به عبارتی فعال است و دومی در خفا سناریوهای خیال بافانه ای می سازد که در آن ها او در معرض رفتارهای خشونت آمیز و هتک حرمت قرار می گیرد .حال این دو زن در معرض هتک حرمت و خشونت بیرونی قرار می گیرند .تاثیری که این خشونت بر دومی دارد بسیار بیشتر از اولی است .از دید فروید ضربه ی آسیب زای منتج از آن صرفاً به این دلیل نیست که این کار نمونه ای از خشونت بیرونی وحشیانه است بلکه آسیب بیشتر به این دلیل است که به میلی انکار شده در خود قربانی اشاره میکند .خیال و اشتیاقی درونی در زن وجود داشته است که الآن با آن روبرو شده است و از آن فرار میکند . بنابراین جوابی که به این ادعا مردانه داده میشود این است که : هر چند زنان در مورد بی حرمت شدن خیال پردازی کنند ولی این واقعیت صورتی مشروع به این کار نمیدهد بلکه آن را بیش از بیش خشونت آمیز جلوه میدهد . لکان به روایت ژيژك
  2. چرا زنان شوهر دار ، در پيشروى در هوس ، ترمز ميبرند ؟ صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و پنجاه به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند که نه می‌خواستند و نه حتی تصورش را می‌کردند که وارد رابطه‌ای دیگر شوند. اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق می‌افتد. زن چهل و سه ساله‌ای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد که شوخی‌ها و تنها شدن‌ها و جای پسرم است و من با فلانی می‌روم خانه، برایش دردسرساز شود. شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشی‌ست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد. شروع به فاصله گرفتن از غرایز. چیزهایی را آموخت که اگرچه خلاف ذاتش بود اما موجب سازگاری او شد. ما در ایران در آموختنی‌ها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما می‌رود نبود. ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمی‌شناسیم‌. محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمی‌دانیم. محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهی‌اش که مرد است و که قرار است بیرون برود و روی پروژه‌‌شان کار کنند را نمی‌دانیم. مرزهایش قابل تعریف نیست. او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود. مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه‌ می‌کنیم و یک مفهوم وارداتی‌ست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمی‌شود که ما در مناسبت‌هامان آن را به جا می‌آوریم. جاست فرند شما مشاور شما نیست.حد و مرز مشخصی دارد. ما این مرزها را نمی‌دانیم. اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم. چون خودآگاهی نداریم گم می‌شویم. با دوستتان (مرد) و همسرتان می‌روید جنگل. شب سه نفرتان توی چادر می‌خوابید و دم صبح «حالتی بر شما می‌رود» که پس از چندی رابطه جنسی بینتان اتفاق می‌افتد. توی گروه تلگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج می‌دهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» شما متوجه می‌شوید دارد اتفاقی در درونتان می‌افتد، ادامه‌اش می‌دهید و کار به جای باریک می رسد. اینجا جای ترمز است، جایی که دیگری می‌آید و دل و دین و عقل و هوش را به باد می‌دهد. اینجا باید فاصله بگیرید و به خودتان بگویید:« رابطه من با همسرم/ پارتنرم یک مرگیش است که باید ترمیم شود». ما زنگ خطرها را جدی نمی‌گیریم. یک آن است. ما بارها در این موقعیت و لحظه قرار گرفته‌ایم. لحظه‌ای که می‌دانیم دارد یک جریانی از انرژی فعال می‌شود. هر آدمی آن، «آن» را و«لحظه» را درک می‌کند. همه چیز از همان لحظه آغاز می‌شود. بها دادن یا متوقف کردن آن حس مرموز، دلچسب، هیجان‌انگیز. ما قدرت عجیبی در انکار این حس و خودفریبی داریم: جدی نیست. بگذار ببینیم حالا بعدها چه می‌شود. یک سلام و علیک ساده است. یک چت کردن عادی‌ست. ولش کن، حالا بعدا یه کاریش می‌کنم... اینجا آن نقطه‌ای‌ست که سنجش آن نیاز به مهارت دارد. اینکه زن با خودش بگوید: اگر شریک عاطفی من هم شاهد ما بود، من باهمین لحن با دوستش، با همکارم، فروشنده مغازه، مدیر فلان گروه تلگرام، فلان دوستم در فیس بوک و... صحبت می‌کردم؟! آیا اینکه دارم چت‌ها را پاک می‌کنم یک هشدار نیست که رابطه‌ام با شریک عاطفی دارد لنگ می‌زند؟ مرزها را برای سلامت روحی خودتان شناسایی کنید. در محدوده مشخصی با دیگران رفتار کنید. برای خانه‌تان، لباس پوشیدنتان، مهمانی رفتنتان و ... حدومرز بگذارید. می‌دانم آنقدر از سمت نهادهای بازدارنده، کارشناس بی‌سواد تلویزیون، فلان شخصیت.... این حرف‌ها را شنیده‌ایم که حالمان به هم می‌خورد. آن‌ها این مفهوم را خراب کرده‌اند. مردم را زده کرده‌اند. آنقدر که ممکن است شما حالتان از نوشته من به هم بخورد. اما لطفا حدومرزها را جدی بگیرید. مرز ما، قلمرو ماست. باید مراقب قلعه‌مان باشیم. فرشيد كمالى نژاد
  3. زیستپذیری فناوری نانو و روشهای ذهن - بدن در سلامت روان کودکان: چشماندازهایی بر ابزارهای جدید ادغام جهت تکمیل تکنیکهای قدیمی چکیده تکنیکها و ابزارهای علوم اعصاب به سرعت و با پیچیدگی تمام درحال افزایش هستند. درخواست برای دگرگونیبالینی پروژهی مغز انسان در اتحادیهی اروپا، فعالیتهای در حال انجام تحققیات مغز ایالات متحده از طریق پیشرفت فناوریهای نانوی نوآورانه (BRAIN) و شماری دیگر از تلاشهای بینالمللی در زمینهی علوم مغزی به سمت استفاده از فناوری نانو در ارزیابی و عملکرد شرایط عصبی – روانپزشکی تمایل دارند. این مسئله ممکن است برای حمایت از سازمان بهداشت جهانی و دستورالعملهای یونسکو جهت بهبود سلامت روان مهم باشند، بخصوص در مورد کودکان و نوجوانان. با توجه به این، ما استدلال میکنیم که دربرگرفتن محدودهی وسیعتری از تحقیقات لازم و حیاتی خواهد بود، به طوری که هم فناوری پیشرفته و هم فناوری ابتدایی را برای درمانهای ذهن- بدن جهت اختلالات روانپزشکی بررسی نماید که ممکن است در کودکان و نوجوانان سودمند باشند. در این مقاله، ما یک پارادایم چهارگانه ارائه میدهیم که 1) استفاده از فناوریهای جدید نانو را به کار گیرد (برای مثال، عصبشناسی عملکردی؛ نوروژنومیکس، نوروفیدبک؛ تحریک الکتریکی یا مغناطیسی مغز) تا وضعیت روانپزشکی را ارزیابی نموده و تحت تأثیر قرار دهد؛ 2) یک رویکرد یکپارچهی مبنی بر مکانیسم را برای درمان اختلالات روانپزشکی در بیماران کودک و نوجوان با استفاده از فناوریهای پیشرفته (فناوری نانو) و جدید و فناوریهای ابتدایی و قدیمیتر ذهن- بدن ارائه دهد (برای مثال، مدیتیشن/ ذهن آگاهی)؛ 3) این روشهای را در یک چارچوب زیستشناختی روانی به کار گیرد؛ و 4) مشکلات فنی و عصبی را که از این رویکرد به وجود میآیند مورد خطاب و رسیدگی قرار دهد. On_the_viability_of_neurotechnology.pdf
  4. اپلیکیشن هایی برای مقابله با اعتیاد برنامه های مربوط به اعتیاد ابزار هایی کم هزینه، راحت و خصوصی برای کمک به شما در روند بازیابی است. بسیاری از این برنامه ها با استفاده از مدل های تغییر رفتار بهداشتی و قدرت حمایت اجتماعی طراحی شده اند. به طور معمول، این برنامه ها شامل ویژگی هایی مانند ردیاب های محرمانه، اعلان های انگیزشی و دسترسی سریع به منابع آموزشی و جستجو جلسات می باشد. فقط مطمئن شوید که همه چیز را در چشم انداز نگه دارید. در حالی که برنامه ها می توانند در حین درمان بهبودی شما یک ابزار عالی باشند، مطمئنا نمی توانند جایگزین جلسات ۱۲ گام یا مشاوره شوند. این مقاله ۱۰ برنامه را معرفی می کند که برای مقرون به صرفه بودن، دسترسی و اصول مبتنی بر شواهد که می تواند درمان شما و سفر به بهبود را پیشرفت بخشد انتخاب شده اند. Stop Drinking With Andrew Johnson Stop Drinking With Andrew Johnson، ایجاد شده توسط مایکل اشنایدر، برنامه ای است كه به شنوندگان در استراحت و مقابله با گرایش های احساسی و جسمی الکل كمك می كند. این برنامه برای ایجاد انگیزه کاربران برای تغییر تفکر خود در مورد الکل با مشارکت یک مربی بهداشت مجازی به نام اندرو جانسون ساخته شده است. این برنامه از دستورالعمل های آرامش، هیپنوتراپی، پیشنهادات مثبت و تصویری هدایت شده برای کمک به کاربران برای از بین بردن عادت های ناخواسته استفاده می کند. Twenty-Four Hours a Day بر اساس بیست و چهار ساعت روز انتشارات هزلدن، این برنامه دارای بیش از ۳۶۰ مدیتیشن روزانه برای افرادی است که در مسیر ترك اعتیاد هستند. این برنامه پیام های الهام بخش روزانه را جمع آوری می كند و به کاربران اجازه می دهد تا آنها را با دوستان به اشتراک بگذارد. کاربران فقط می توانند تلفن خود را تکان دهند و یک پیام انگیزشی بر روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این برنامه همچنین با تقویم گوشی های هوشمند کاربران هماهنگ می شود تا پیام الهام بخش روزانه را فراهم کند. ۱۲ Steps AA Companion ۱۲ گام AA Companion برنامه رسمی برای Alcoholics Anonymous) AA) است. این برنامه شامل یک کپی دیجیتال از The Big Book است که در جلسات AA در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد و یکی از پرفروش ترین كتاب های تاریخ است. دسترسی به The Big Book در برنامه به شما امکان می دهد تا متن را برجسته کنید، اندازه فونت را تنظیم کنید و به سرعت بر اساس موضوع جستجو کنید. آیکون این برنامه برای محافظت از ناشناس بودن کاربر طراحی شده و AA را ارجاع نمی دهد. این برنامه همچنین توانایی گرفتن و به اشتراک گذاشتن یادداشت ها در جلسات AA و دسترسی به اطلاعات تماس منابع محلی محلی و ملی بازیابی را دارا می باشد. I am Sober این برنامه همراه با امتیاز بسیار بالا برای زندگی باصبر با هر دو رابط کاربری بصری و انواع ویژگی های مفید است. من Sober هستم به شما کمک می کند تا نقاط عطف صبوری خود را با استفاده از یک مدل تغییر رفتار كنترل كنید. این برنامه شامل اطلاعیه های روزانه برای تقویت سفر شفابخش است و کاربران می توانند دستاوردهایی کسب کنند تا به آنها کمک کند تا در مسیر بهبود خود در گوشی های موبایل متمرکز شوند. Squirrel Recovery . بازیابی سنجاب یک برنامه جدید طراحی شده توسط دانشمندان از طریق صندوق نوآوری دولت اوهایو است. این مخصوصا برای افرادی که از اعتیاد به هروئین تجاوز می کنند، ایجاد شده است. بازیابی سنجاب از تقویت مثبت و قدرت حمایت اجتماعی برای کمک به کاربران در سفر خود به بازیابی استفاده می کند. این برنامه پیام های متنی اتوماتیک را در طول روز به مخاطبین خاصی می رساند که می توانید به عنوان سیستم پشتیبانی خود تنظیم کنید. پیام هایی که به آنها یادآوری می کنند تا با شما در ارتباط باشند. این برنامه آندروید نیز شامل یک دکمه وحشت است که به مخاطبین شما اطلاع میدهد تا بلافاصله با شما تماس بگیرند، در صورتی که در معرض گرایش هستید. این برنامه به شما کمک می کند تا به عنوان نقطه عطفی دست پیدا کنید و نقل قول های انگیزشی را برای تشویق به شما ارسال کنید. One Day at a Time یک روز در یک زمان یک برنامه برای اعضای الکلی های ناشناس، مواد مخدری های ناشناس، کوکائینی های ناشناس ، الآنون و کودکان و بزرگسال الکلی ناشناس است. همانند ۱۲ گام AA Companion، این برنامه شامل یک کپی دیجیتالی تمام متن از کتاب بزرگ است و به کاربران اجازه می دهد تا هنگام خواندن آنها را برجسته کرده و یادداشت برداری کنند. همچنین شامل مراقبه های روزانه از منابع مختلف و سازمان دهنده تماس، که کاربران را قادر می سازد تا دوستان جدیدی را که در جلسات گروهی دیدار می کنند، ردیابی کنند. AA Speakers سخنرانان AA برنامه ای با رتبه بالا است که به شما امکان می دهد به سخنرانان بازیابی، کارگاه ها و کتاب های صوتی از جلسات قبلی AA گوش فرا دهید. این برنامه شامل بیش از ۳۰۰ سخنران مختلف و شامل یک ضبط صوتی از کتاب بزرگ، ۱۲ مرحله و ۱۲ سنت از الکلی های ناشناس، و مطالعه کتاب جو و چارلی بزرگ است. My Sober Life زندگی Sober من برای جوانان بین ۱۲ تا ۲۵ ساله در نظر گرفته شده است. با استفاده از اصول ۱۲ گام بهبود و با همکاری با بزرگسالانی که موفق به بهبودی شده اند، ساخته شده است. این برنامه شامل یک ضد تردید، اعلان های انگیزشی روزانه، تنظیم هدف، یک ملاقات و پیدا کردن، و ابزار های آموزشی نوشته شده توسط کارشناسان است. این برنامه همچنین شامل یک “ردیاب روند” شخصی است که اجازه می دهد تا کاربران موانع شخصی خود را ردیابی كنند و هنگامی که آنها بر آنها غلبه کردند کسب امتیاز كنند. recoveryBox این برنامه شامل انواع ویژگی هایی است که سازندگان آن را به عنوان یک ابزار بهبود و پاسخگویی توصیف می کنند. این برنامه به کاربران کمک می کند تا عادت های خود را از طریق اجازه دادن به آنها برای پیگیری فعالیت های روزانه خود در تقویم با استفاده از کد رنگ قرمز، زرد و سبز کمک کنند. چراغ های سبز به فعالیت های مثبت اشاره دارد که باعث بهبودی می شوند، در حالی که چراغ های قرمز منعکس کننده رفتار منفی هستند و چراغ های زرد به عنوان هشدار استفاده می شود با رنگ بندی فعالیت های خود، کاربران می توانند یاد بگیرند که چگونه رفتار هویتی که مانع پیشرفت می شود. این برنامه به آنها اجازه می دهد اهداف مربوط به کسب تعداد مشخصی از چراغ های سبز را تعیین کنند و می توانند این موفقیت ها را با دوستان، اعضای خانواده و بیمه ها به اشتراک بگذارند. Sober Grid Sober Grid یک برنامه رسانه ای اجتماعی است که به شما امکان برقراری ارتباط با افراد دیگر را می دهد. شما می توانید پیام خصوصی ارسال كنید، عکس ها و فیلم بفرستید و منافع خود به اشتراک بگذارید. این برنامه همچنین شامل یک ماشین حساب محکم برای پیگیری تعداد روزهای دلنشین شما است. این می تواند به شما در پیدا کردن یک سفر ایمن به یک نشست محلی کمک کند و وقتی که به فردی نیاز دارید که سریع صحبت کنید به دیگران هشدار دهد. کاربران اگر بخواهند می توانند به طور کامل ناشناس باقی بمانند
  5. سندروم باکستر چیست؟ در صحنه‌ای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه‌ی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه‌ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند! آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می‌کردند و دقت می‌کردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق‌شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این‌سو و آن‌سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟! مثالی دیگر می‌تواند از کتاب "قلعه حیوانات" باشد؛ طبق ماجرای این کتاب، حیوانات دست به دستِ هم می‌شوند و ارباب و خانواده‌اش را از مزرعه بیرون می‌کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می‌گیرند. اولین کار آن‌ها تنظیم عهد نامه‌ایست که طبق آن همه‌ی حیوانات باهم برابرند و هیچ‌کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند. اما چیزی نمی‌گذرد، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام‌آرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه‌ای وضع می‌کند؛ در این میان، اسبی در مزرعه زندگی می‌کند به نام "باکستر" که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه‌ی حیوانات است. حیوانات از او می‌خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه‌ای ندارد. شُعار او این است: "من کار می‌کنم!" و احساس می‌کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد! گرچه باکستر می‌توانست از اتفاق وحشتناکی که درقلعه ی حیوانات رخ می‌دهد جلوگیری کند، چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت! در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می‌کنند کل این زندگی، سازمان یا کشور به کدام سو حرکت می‌کند! بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار "سندروم باکستر" می‌شوند و جهت‌گیری درست و به‌موقع را از یاد می‌برند. "باکستر جماعت‌ها" آدم‌های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده اند .
  6. سندروم باکستر چیست؟ در صحنه‌ای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه‌ی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه‌ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند! آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می‌کردند و دقت می‌کردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق‌شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این‌سو و آن‌سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟! مثالی دیگر می‌تواند از کتاب "قلعه حیوانات" باشد؛ طبق ماجرای این کتاب، حیوانات دست به دستِ هم می‌شوند و ارباب و خانواده‌اش را از مزرعه بیرون می‌کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می‌گیرند. اولین کار آن‌ها تنظیم عهد نامه‌ایست که طبق آن همه‌ی حیوانات باهم برابرند و هیچ‌کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند. اما چیزی نمی‌گذرد، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام‌آرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه‌ای وضع می‌کند؛ در این میان، اسبی در مزرعه زندگی می‌کند به نام "باکستر" که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه‌ی حیوانات است. حیوانات از او می‌خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه‌ای ندارد. شُعار او این است: "من کار می‌کنم!" و احساس می‌کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد! گرچه باکستر می‌توانست از اتفاق وحشتناکی که درقلعه ی حیوانات رخ می‌دهد جلوگیری کند، چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت! در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می‌کنند کل این زندگی، سازمان یا کشور به کدام سو حرکت می‌کند! بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار "سندروم باکستر" می‌شوند و جهت‌گیری درست و به‌موقع را از یاد می‌برند. "باکستر جماعت‌ها" آدم‌های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده اند .
  7. کارل گوستاو یونگ، اولین روان‌شناسی بود که متوجه مرحله‌ی رشدی ویژه‌ای در میانسالی شد، تا پیش از او -حتی تا مدت‌ها پس از او هم- تصور بر این بود که مراحل رشد انسان در دروان کودکی اولیه یا نهایتا تا نوجوانی به پایان می‌رسد. اما یونگ با مشاهده‌ی روند تحولات شخصیتی خود و مراجعین‌اش متوجه شد که رشد در هیچ نقطه‌ای از گستره‌ی عمر متوقف نمی‌شود و از لحظه‌ی بسته شدن نطفه تا آخرین نفس همواره ادامه پیدا می‌کند. از این منظر پیوستار عمر را می‌توان به دو بخش کلی و با دو وظیفه‌ی عمده تعریف کرد و میانسالی از این جهت ‌نقطه‌ی حساس و بسیار ویژه‌ای در مسیر تحولات روحی هر انسان است، زیرا تسهیم‌گر این دو بخش است. ، در نیمه‌ی اول عمر تعریف رشد، رَسش و بلوغ یافتن قوای جسمانی، عقلانی و عاطفی‌ست و تکالیف رشدی، معطوف به جهان پیرامون و سازگاری با وظایف اجتماعی‌ست. ساختن یک شخصیت مستقل که به عنوان یک هویت سازنده در اجتماع پذیرفته شده است وظیفه‌ی رشدی این مرحله است. جامعه برای این بخش طرح و نقشه‌های از پیش تصویر شده‌ی بسیاری دارد: تحصیل، شغل، تشکیل خانواده، پیوستن به سازمان‌ها، ارگان‌ها یا مجامع مختلف، کسب دارایی، شهرت و نفوذ اجتماعی و … ، این فرایند تا میانسالی به زندگی فرد هدف می‌دهد، اما یونگ کشف کرد که در میانسالی تغییرات و تحولاتی بنیادین در روان آدمی به وقوع می‌پیوندد، به گونه‌ای که دیگر ادامه‌ی مسیر پیشین برایش بی‌معنا و حتی ناممکن می‌گردد. نکته‌ی ظریف در بستر این تحول همانا نزدیک‌تر شدن به مرگ است. در واقع تا میانسالی نیروی زندگی (لیبیدو) در درون فرد به او حسی از جاودانگی می‌بخشد و این مسئله خود باعث فراموشی مرگ عنقریب می‌گردد، اما وقتی جوانی رو به زوال می‌گذارد و زمزمه‌های کهن‌سالی از درون و بیرون شنیده می‌شود مرگ پدیده‌ای ملموس و غیرقابل انکار می‌گردد. شاید فرد هنوز آگاهانه متوجه این امر نشده باشد ولی یکی یکی خداحافظی کردن اقوام و آشنایانش، کم شدن شادابی جسمانی و قوای ذهنی‌اش در سطحی ناخودآگاه او را متوجه سفر دوم‌اش می‌کنند، سفری این‌بار اما نه به قله‌ی موفقیت‌هایی که جامعه برایش ترسیم کرده است، بلکه به دره‌ی تاریک گور، جایی که دیگر هیچ نقشه‌‌ی از پیش تصویر شده‌ای برایش ندارد. ، یونگ این‌گونه اظهار می‌کند که ریشه‌ی مشکلات همه‌ی مراجعین من در این سنین، بی‌هیچ استثنایی بحرانی مذهبی بود. به بیان دیگر آن‌چه ناگهان برای فرد مهم می‌شود معنای زندگی‌ست، زیرا در می‌یابد که همه‌ی ملموسات در مقابل حقیقت مرگ ناملموس می‌شوند، هیچ یک از القاب و انتسابات، روابط و دارایی‌ها را نمی‌توان با خود برد، این‌ها وسائلی نیستند که بتوان به عنوان هدفی برای ادامه دادن مسیر زندگی از آن‌ها استفاده کرد. درست به همین خاطر است که پدیده‌ی شایع این دوره از زندگی، آدم‌های متشخص و موفق ولی ناشاد است. از این منظر رفتار فراعنه‌ی مصر قابل توضیح است، اینکه جسم خویش را مومیایی می‌کردند و دارایی‌های‌شان را با خود به خاک می‌سپردند، یک روش ابتدایی و تلاشی مذبوحانه برای معنا دادن به مرگ. ، برای فردی که تلاش می‌کند در نیمه‌ی دوم زندگی همچنان با وظایف نیمه‌ی اول پیش برود یک تباهی در مسیر رشدی به وقوع می‌پیوندد، درست مثل فردی که در نیمه‌ی اول از زیر بار مسئولیت شخصی و نبرد استقلالش شانه خالی کرده و تلاش می‌کند در کودکی باقی بماند. نیمه‌ی دوم اما وقت ساختن از جنسی دیگری است، ساختن معنای زندگی و اصالت برای وجود خود. یونگ معتقد است که فرد برای ساختنی از این دست ابتدا باید وابستگی‌هایش به ساخته‌های پیشین را از دست بدهد، در واقع ابتدا باید ویران کند و رها سازد. و این خصوصیت خود مرگ است: ویرانی هر آنچه روزی زندگی به ما داده است. اما مرگ در مقابل زندگی نایستاده است؛ مرگ، فرسوده را به خاکی برای جوانه‌ی نو بدل می‌کند و جوانه‌ی نو تنها در روان کسانی می‌شکفد که جسارت خاک شدن را داشته باشند.
  8. چهار موج روانشناسی جريان روانشناسي مدرن در يكصد سال اخير شامل چهار « موج » بوده است . « موج اوّل » روانشناسي ، نگرش « روانكاوانه» بود . اين جريان ، توسط « زيگموند فرويد » ، عصب شناس اتريشي ، پايه گذاري شد و با كارهاي بزرگان ديگري همچون آدلر ، يونگ ، هورناي ، فروم ، الكساندر و …گسترش پيدا كرد . اساس تئوري روانكاوي بر نقش « سائق ها» بر رفتار انسان بود . « ارگانيسم » تمايل به ارضاء « سائق ها » ( معادل ذهني غرائز ) دارد و «تمدن » ارضاء « سائق ها» را محدود مي‌كند . در كشمكش بين نياز « ارگانيسم » به ارضاء و نياز تمدن به اطفاء غرايز ، فرايند « سركوبي» و انواع « مكانيزم هاي دفاعي» شكل مي‌گيرند تا تعادلي بين «ارضاء» و « اطفاء » ايجاد كنند . هر چه اين فرآيند ، « ناآگاهانه تر » باشد ، الگوي زندگي فرد ، بيشتر با كشمكش دروني، اضطرابيا سبك زندگي تكراري ، كليشه اي و غيرقابل انعطاف همراه خواهد بود و هر چه اين فرآيند « آگاهانه تر » باشد ، رفتار فرد پخته تر و با انعطاف بيشتر همراه خواهد بود . بنابراين هدف روانكاوي به آگاهي آوردن ريشه‌هاي ناخودآگاه رفتار است. « موج دوم » روانشناسي ، « رفتار گرايي است كه توسط دانشمنداني همچون پاولف ، واتسون ، و لپه و اسكينر پايه گذاري شد . اساس اين تئوري ، اين است كه ذهن يك دستگاه « يادگيري» است و پاية رفتارها و احساسات ، مشاهدات ما و اطلاعاتي هستند كه در ذهن ما ثبت مي‌شوند . براين اساس ، ذهن ما توسط اطلاعاتي كه از محيط دريافت كرده‌ايم «برنامه ريزي » شده است و درمان ، مشتمل است بر ايجاد تجربيات جديدي براي مراجع كه منجر به «زدودن » برنامه هاي قبليو ثبت اطلاعات جديد گردد . بعدها ، جزء شناختي (تفسير ذهن از تجربيات ) توسط دانشمنداني چون اليس و بك بيشتر مورد توجه قرار گرفت و درمان رفتاري تبديل به درمان شناختي –رفتاري شد . موج سوم روانشناسي ، موج « وجودي » است. در اين موج جنبة فلسفي روانشناسي بيشتر مدنظر قرار گرفت و موضوعاتي همچون جايگاه انسان در هستي ، معناي زندگي و جبر و انتخاب مورد توجه قرار گرفتند . بزرگاني همچون ژان پل سارتر ، ويكتور فرانكل و آبراهام مازلو در شكل‌گيري اين جريان نقش مهمي داشتند . گرچه به ظاهر ، اين موج ، ارائه كننده روش هاي درماني خاصي نبود ، انديشة « وجودي » باعث شكل‌گيري جريانات درماني قابل توجه در جوامع شد كه بهترين نمونة آن « گروههاي خودياري» هستند كه ميليون‌ها نفر در سطح جهان با عضويت و مشاركت در آنها فرآيند درمان را مي‌گذرانند. روانشناسي فرافردي : موج چهارم روانشناسي فرافردي را ، موج چهارم روانشناسي معرفي مي‌كنند . شايد « كارل گوستاو يونگ » ، روانكاو سوئيسي و پايه گذار روانشناسي تحليلي با وارد كردن مفهوم « ناخودآگاه جمع روانشناسي را كاشت . مفهوم « فرافردي » در اين نام‌گذاري بر اين باور تاكيد دارد كه « آگاهي » يك « كيفيت فردي » نيست كه تنها براساس اطلاعاتي كه يك « فرد » از محيط مي‌گيرد شكل يابد، بلكه « آگاهي » يك « كيفيت جهاني » است كه تغيير آگاهي هر فرد ، خواه ناخواه، بر سطح و محتواي آگاهي كلية افراد تاثير گذار است . « انتخاب هاي ما » بر « شعور جهاني » مؤثرند و متقابلا" « شعور جهاني » نيز براي ما « فضاهاي انتخاب گسترده تري » فراهم مي‌كند كه منجر به « عميق‌تر شدن آگاهي ما » مي‌گردد . بنابراين ، براي ايجاد يك تغيير در جهان و ساختن يك جهان نو ، تغيير يافتن «من» يك كليد موثر است . همانطور كه مهاتما گاندي مي‌گويد : « ما نيامده‌ايم كه جهان را تغيير دهيم ، ما آمده‌ايم كه « خود » آن تغييري باشيم كه فكر مي‌كنيم جهان به آن نياز دارد »
  9. کاهش در علائم مربوط به یائسگی در ارتباط با استفاده فناوری غیرتهاجمی برای کالیبراسیون خودکار نوسانات عصبی هدف: افزایش دامنه در فعالیتهای الکتریکی مغز با فرکانس بالا با گرگرفتگی یائسگی گزارش میشوند. ما نتایج مرتبط با استفاده از رزولشن بالا، مبنی بر رزونانس، الکتروانسفالی یک فناوری نانوی غیر تهاجمی را برای کالیبراسیون خودکار نوسانات عصبی بوسیلهی زنانی با گرگرفتگیهای یائسگی و پس از یائسگی گزارش مینماییم. روش: بیست زن مبتلا به گرگرفتگی (میانگین سنی 56 سال؛ دامنهی 46 تا 69 سال) به مدت میانگین 13 روز طی جلسات مداخله مورد بررسی قرار گرفتند. این مداخله از تحلیل الگوریتمی فعالیت الکتریکی مغز و دگرگونی زمان واقعی فرکانسهای مغزی برای تحریک صوتی استفاده مینماید. فرکانس گرگرفتگی و شدت آن به طور روزانه ثبت شدند. نتایج اولیه شامل امتیاز شدت گرگرفتگی، خواب، و علائم افسردگی میشدند. دامنههایی با فرکانس بالا از ثبت دوطرفهی موقتی مغز در پایه و طی جلسات اندازهگیری شدند. مداخلات علائم خود گزارش شده برای خواب و علائم افسردگی جمعآوری شدند. نتایج: میانگین تغییرات در شدت گرگرفتگی - 0.97 بود. نمرات خواب و افسردگی به ترتیب تا – 8.5 و – 5.5 کاهش یافت. مجموع میانگین دامنهها برای فعالیت الکتریکی مغزی با فرکانس بالا در گیجگاهی چپ و راست در پایه 8.44 V بود و به – 2.96 V در جلسهی پایانی کاهش یافت. نتیجهگیری: فرکانس و شدت گرگرفتگی، علائم بیخوابی و افسردگی، و فعالیت الکتریکی گیجگاهی با فرکانس بالا پس از رزولشن بالا، مبنی بر رزونانس و قرینهسازی الکتروانسفالی کاهش یافتند. آزمونهای بیشتر کنترل شده با پیگیری طولانیمدت ضروری است. Reduction_in_menopause_related_symptoms.pdf
  10. کاهش در علائم مربوط به یائسگی در ارتباط با استفاده فناوری غیرتهاجمی برای کالیبراسیون خودکار نوسانات عصبی هدف: افزایش دامنه در فعالیتهای الکتریکی مغز با فرکانس بالا با گرگرفتگی یائسگی گزارش میشوند. ما نتایج مرتبط با استفاده از رزولشن بالا، مبنی بر رزونانس، الکتروانسفالی یک فناوری نانوی غیر تهاجمی را برای کالیبراسیون خودکار نوسانات عصبی بوسیلهی زنانی با گرگرفتگیهای یائسگی و پس از یائسگی گزارش مینماییم. روش: بیست زن مبتلا به گرگرفتگی (میانگین سنی 56 سال؛ دامنهی 46 تا 69 سال) به مدت میانگین 13 روز طی جلسات مداخله مورد بررسی قرار گرفتند. این مداخله از تحلیل الگوریتمی فعالیت الکتریکی مغز و دگرگونی زمان واقعی فرکانسهای مغزی برای تحریک صوتی استفاده مینماید. فرکانس گرگرفتگی و شدت آن به طور روزانه ثبت شدند. نتایج اولیه شامل امتیاز شدت گرگرفتگی، خواب، و علائم افسردگی میشدند. دامنههایی با فرکانس بالا از ثبت دوطرفهی موقتی مغز در پایه و طی جلسات اندازهگیری شدند. مداخلات علائم خود گزارش شده برای خواب و علائم افسردگی جمعآوری شدند. نتایج: میانگین تغییرات در شدت گرگرفتگی - 0.97 بود. نمرات خواب و افسردگی به ترتیب تا – 8.5 و – 5.5 کاهش یافت. مجموع میانگین دامنهها برای فعالیت الکتریکی مغزی با فرکانس بالا در گیجگاهی چپ و راست در پایه 8.44 V بود و به – 2.96 V در جلسهی پایانی کاهش یافت. نتیجهگیری: فرکانس و شدت گرگرفتگی، علائم بیخوابی و افسردگی، و فعالیت الکتریکی گیجگاهی با فرکانس بالا پس از رزولشن بالا، مبنی بر رزونانس و قرینهسازی الکتروانسفالی کاهش یافتند. آزمونهای بیشتر کنترل شده با پیگیری طولانیمدت ضروری است. Reduction_in_menopause_related_symptoms.pdf
  11. کاهش در علائم مربوط به یائسگی در ارتباط با استفاده فناوری غیرتهاجمی برای کالیبراسیون خودکار نوسانات عصبی هدف: افزایش دامنه در فعالیتهای الکتریکی مغز با فرکانس بالا با گرگرفتگی یائسگی گزارش میشوند. ما نتایج مرتبط با استفاده از رزولشن بالا، مبنی بر رزونانس، الکتروانسفالی یک فناوری نانوی غیر تهاجمی را برای کالیبراسیون خودکار نوسانات عصبی بوسیلهی زنانی با گرگرفتگیهای یائسگی و پس از یائسگی گزارش مینماییم. روش: بیست زن مبتلا به گرگرفتگی (میانگین سنی 56 سال؛ دامنهی 46 تا 69 سال) به مدت میانگین 13 روز طی جلسات مداخله مورد بررسی قرار گرفتند. این مداخله از تحلیل الگوریتمی فعالیت الکتریکی مغز و دگرگونی زمان واقعی فرکانسهای مغزی برای تحریک صوتی استفاده مینماید. فرکانس گرگرفتگی و شدت آن به طور روزانه ثبت شدند. نتایج اولیه شامل امتیاز شدت گرگرفتگی، خواب، و علائم افسردگی میشدند. دامنههایی با فرکانس بالا از ثبت دوطرفهی موقتی مغز در پایه و طی جلسات اندازهگیری شدند. مداخلات علائم خود گزارش شده برای خواب و علائم افسردگی جمعآوری شدند. نتایج: میانگین تغییرات در شدت گرگرفتگی - 0.97 بود. نمرات خواب و افسردگی به ترتیب تا – 8.5 و – 5.5 کاهش یافت. مجموع میانگین دامنهها برای فعالیت الکتریکی مغزی با فرکانس بالا در گیجگاهی چپ و راست در پایه 8.44 V بود و به – 2.96 V در جلسهی پایانی کاهش یافت. نتیجهگیری: فرکانس و شدت گرگرفتگی، علائم بیخوابی و افسردگی، و فعالیت الکتریکی گیجگاهی با فرکانس بالا پس از رزولشن بالا، مبنی بر رزونانس و قرینهسازی الکتروانسفالی کاهش یافتند. آزمونهای بیشتر کنترل شده با پیگیری طولانیمدت ضروری است. Reduction_in_menopause_related_symptoms.pdf
  12. Neurotechnology,_invasiveness_and.pdf Neurotechnology,_invasiveness_and.docx
  13. Implantable_brain_computer_interface.pdf Implantable_brain_computer_interface.docx
  14. اتصال مغز-کامپیوتر و آینده انسان ایلان ماسک مرد ایده های بزرگ است. این بیزنسمن میلیاردر فراتر از یک سازنده اتومبیل های الکتریکی، تسلا یا شرکت کاوش فضایی، SpaceXاست. ایده جدید او ، Neuralink، شرکتی است که قرار است اتصال مغز-کامپیوتر را بسازد یا حداقل در جهت آن تلاش کند. انتشار این خبر طیف وسیعی از عواطف انسانی را در پی داشته است، ازجمله سردرگمی و همینطور امید فراوان برای دانشجویان مهندسی عصبی که گمان می کنند می توانند بالاخره شغلی پیدا کنند. هم چنین این خبر با مقداری شک و تردید همراه بوده است چرا که سرمایه گذاری تازه ماسک می تواند خیلی دشوارتر از استقرار انسان در مریخ باشد. هدف نهایی Neuralink این است که مغز انسان را با هوش مصنوعی ادغام کند. ظاهرا ماسک از کامپیوتر های فوق هوشمند هراس دارد و به دنبال این استراتژی است تا خطری که از جانب آنها بشر را تهدید می کند، کاهش دهد. اگر Neuralink به هدف نهایی اش دست یابد، معنای دقیق انسان بودن به چالش کشیده خواهد شد. این بسیارمسئله مهمی است و ما انسان ها ممکن نیست آن را به راحتی و بدون بحث و جدل بپذیریم.
  15. Implantable_brain_computer_interface.pdf Implantable_brain_computer_interface.docx