• اطلاعیه ها

    • دکتر سعید ملیحی الذاکرینی

      راهنمای ثبت نام و استفاده از تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا   ۱۷/۰۹/۰۱

                            راهنمای ثبت نام  و استفاده از تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا تالار گفتگو کاربران گرامی سایت انجمن روان شناسی سیمیا تقاضا می شود قبل از ورود به صفحه تالار گفتگو، متن زیر را به دقت مطالعه نمایند. برای فعالیت در تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا ابتدا باید عضو سایت شده و یا درصورت ثبت نام وارد سایت شوید. نحوۀ عضویت در تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا برای استفاده از تالارهای گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا، ابتدا باید عضو سایت اصلی انجمن روان شناسی سیمیا شوید.( چنانچه قبلا در سایت ثبت نام کرده اید، نیازی به ثبت نام مجدد جهت استفاده از تالار گفتگو وجود ندارد و با همان نام کاربری و رمز عبور سایت اصلی می توانید به تالار گفتگو وارد شوید.) 1-   روی دکمه ثبت نام در نوار مشکی سمت چپ بالای صفحه انجمن کلیک کنید 2-   فرم ثبت نام را تکمیل کنید a.     ادرس ایمیل خود را به انگلیسی و دقیق بنویسید b.     یک کلمه عبور (رمز) دلخواه تعریف کنید c.      مقطع تحصیلی فعلی را در میزان تحصیلات وارد کنید d.     سایر خانه ها را تکمیل کنید.   3-   پس از حداکثر چند دقیقه یک نامه جهت تأئید شما به ایمیل تان ارسال می شود. دقت کنید اگر ایمیلی نیامد (بطور قطع ایمیل را اشتباه نوشته اید) وبا دفتر انجمن تماس بگیرید . 4-   حداکثر دو روز بعد از ثبت نام ، نامه ای از مدیر سایت برای شما ارسال می شود که ثبت نام شما تأئید شده و می توانید بعنوان کاربر وارد سایت شوید. راهنمای استفاده از تالار گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا جهت ورود به تالار گفتگو، بر روی عبارت سفید رنگ «وارد شوید» در بالای سمت چپ تمامی صفحات سایت کلیک کنید .  سپس با کلیک بر روی لینک مربوط به خود وارد تالار مورد نظر شوید.   در صفحه باز شده فهرست تمامی انجمنهای موجود را ملاحظه می کنید که به تفکیک مقاطع تحصیلی و گروههای درسی قرار گرفته است. هریک از کاربران به تناسب مقطع و گروه تحصیلی خود وارد تالار مورد نظر خود شوند. کاربران می توانند سوالات خود را در هر زمینه ای مربوط به تالار خود بیان کنند و یا به سایر سوالات سایر کاربران پاسخ دهند. لازم به ذکر است که تمامی فعالیتهای کاربران پس از تأیید مدیر سایت انجمن روان شناسی سیمیا نمایش داده خواهد شد و پس از ایجاد بحث و یا پاسخ به بحثی توسط کاربران، بلافاصله بحث و پاسخ مربوطه نمایش داده نخواهد شد. این اطمینان به تمامی کاربران داده خواهد شد که در کمترین زمان ممکن به تأیید فعالیتهای در چارچوب قوانین انجمن اقدام خواهد شد. آشنایی با ایجاد پرسش و پاسخ در تالارهای گفتگوی انجمن روان شناسی سیمیا
      قبل از ورود به سایت، کاربران تنها قادر به مطالعه پرسش و پاسخها خواهند بود.
      کاربرانی که عضو سایت شده و با وارد کردن نام کاربری و رمز عبور خود ورود موفق به سایت داشته اند، قادر به فعالیت در تالار گفتگو خواهند بود.
      برای پاسخ و مشارکت در یک بحث موردنظر، کافیست به تالار و بحث مربوطه رفته و بروی دکمه پاسخ به بحث کلیک کنید و متن پیام خود را وارد کرده و برروی دکمه ارسال کنید. پاسخ شما پس از تأیید مدیریت سایت نمایش داده خواهد شد. امید است این تالارهای گفتگو نقش مفیدی در کمک به کاربران گرامی سایت انجمن روان شناسی سیمیا ایفا نماید. چهت دریافت راهنمای کاربری دوره ها و کارگاه های الکترونیکی مجازی فایل زیر را دریافت کنید.        E-LearningManual.pdf

تقوایی

مدیر ارشد
  • تعداد ارسال ها

    141
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    15

آخرین بار برد تقوایی در فروردین 4

تقوایی یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

درباره تقوایی

  • درجه
    مدیر ارشد انجمن

Uncategorized

  • نام
    روشنک
  • نام خانوادگی
    تقوائی
  • رشته تحصیلی
    روان شناسی بالینی
  • جنسیت
    زن

آخرین بازدید کنندگان نمایه

236 بازدید کننده نمایه
  1. "ويژگيهاي اشخاص مبتلا به اضطرابهاي اجتماعي" اشخاصي كه از اضطرابهاي اجتماعي رنج مي‌برند در موقعيتهاي اجتماعي دچار مشكل مي‌شوند. بنا به اظهارات خودشان، هنگاميكه مجبور به گفتگو با ديگران هستند دچار حالت عصبي و احساس نامطلوبي مي‌شوند. به نظر ديگران نسبت به خودشان توجه زیادی دارند. وقتي كه با افراد جديد آشنا مي‌شوند و يا مجبور هستند در مقابل حضار صحبت كنند خيلي خجالتي هستند. اغلب اين افراد فكر مي‌كنند ممكن است كارشان اشتباه يا احمقانه بنظر آيد. اشخاص خجالتي اغلب دچار لكنت زبان مي‌شوند ، درگفتار دچار اشتباه مي‌شوند ، علائم عصبي در ظاهرشان ، مانند عرق ريختن و لرزش بدن در آنها دیده می شود. اشخاصي كه با افراد خجالتي ارتباط برقرار مي‌كنند آنان را افراد عصبي و غیر دوستانه و افرادی که احساسات خود را بازداری می کنند می دانند. اشخاص خجالتي احتمالاً در موقعيتهاي اجتماعي نسبت به بيشتر مردم در آنچه كه مي‌گويند يا انجام مي‌دهند دچار خجالت و دست‌پاچگي مي‌شوند و احتمالاً به همين علت است كه اشخاص خجالتي نسبت به اشخاص غير خجالتي بيشتر دچار سرخي صورت در اثر خجالت مي‌‌شوند. اشخاص دارای اضطراب اجتماعی گاهي به اين فكر مي‌كنند كه چگونه مي‌توانند ارتباط برقرار كنند و منظور خودشان را به ديگران انتقال دهند. اشخاص خجالتي مي‌گويند كه گاهي دچار حالت عصبي و خجالتي هستند كه نمي‌توانند فكر كنند تا چيزي براي گفتن پيدا كنند. آنان ممكن است گفتگو را به سكوت بكشانند كه اين امر براي آنان خيلي ناراحت كننده مي‌باشد. این افراد قبل از صحبت كردن و يا بعد ازآن در مقابل حضار دچار بالاترين سطح اضطراب مي‌شوند. اين اشخاص بسختي سخن فردي كه قبل يا بعد از آنان گفتگو كرده است را بخاطر مي‌آورند . اضطراب مانع شركت‌دادن آنان و بخاطر آوردن سخنان ديگران مي‌شود. چنانچه اخيراً ديده شده افراد خجالتي درونگرا نيستند. برعكس آنان مايل هستند دوستان بسياري را داشته باشند . خصوصاً افراد خجالتي بيان مي‌كنند كه هنگام نياز به كمك مردم دوست دارند افراد بيشتري به آنان كمك كنند . خجالتي بودن آنان مانع مي‌شود تا دوستان بيشتري داشته باشند و هنگام كمك نيز مانع درخواست آنان از دوستانشان ميشود. مطالعه ديگري نشان داده است كه دانش‌آموزان خجالتي تمايل كمتري براي گفتگو با مشاورين مشاغل از خودشان نشان مي‌دهند. در يك تحقيق ديگر محققين خواستار انجام كاري شدند كه بدون كمك ديگران انجام آن ميسر نبود. اشخاص مضطرب اجتماعي در اين كار كمتر از ديگران تمايل به درخواست كمك از خود نشان مي‌دهند ، اين عدم درخواست همكاري ريشه در ترس اشخاص مضطرب اجتماعي دارد كه ديگران نيز تمايلي به پاسخ كمك آنان ندارند. نه فقط افراد مضطرب اجتماعي در مورد اينكه ديگران نظر خوبي نسبت به آنان نخواهند داشت ترس دارند ، بلكه برداشت ديگران را از خود بطور منفي تعبير مي‌كنند، اين موضوع در يك تحقيق از دانشجويان كالج خواسته شده بود كه بر روي يك سري از تكاليف كار كنند. سپس از آنان سئوال شده كه تصور مي‌كنيد دانشجويان ديگر در مورد شما چه برداشتي داشته باشند. دانشجويان مضطرب اجتماعي احساس مي‌كردند كه در انجام كارها نسبت به دانشجويان غيرمضطرب كمتر شايستگي داشتند. در آزمايش ديگري كه بصورت ارتباط دوطرفه بوسيله تلويزيون صورت گرفت ، همه افراد يك برنامه از پيش ضبط شده را تماشا كردند. در اين حالت همه نوعي ارتباط را برداشت كردند. مضطرب اجتماعي- در شكل حالتهاي صورت – از خود تمايل بيشتري براي تعبير حالتهاي صورت نشان ميداد. خلاصه اينكه اشخاصي كه دچار اضطراب اجتماعي بالايي هستند انتظار دارند برخورد اجتماعي ضعيفي داشته باشند و بدنبال دليلي هستند كه افراد ديگر آنان را مورد تأييد قرار نمي‌دهند. و اين حالت بدبينانه با برخوردهاي اجتماعي احتمالاً‌ موجب بروز مشكلاتي خواهد شد. اشخاص ديگر مايل نيستند افراد خجالتي اطمينان خود را از دست بدهند كه دچار يك عدم پذيرش اجتماعي و موجب ترس آنان شود بعلاوه بدليل اينكه آنان تصور مي‌كنند كه ديگران نسبت به آنان متنفر هستند ارتباط گفتاري خود را قطع مي‌كنند و در اجتماعات آنان شركت نمي‌كنند.
  2. در مقاله حاضر تأثیر محیط اولیه بر رشد کودک مورد بررسی قرار گرفته است.بر اساس رویکرد این مقاله سعی شده است اهمیت جنبه های خاص رشد روانی - هیجانی در تکامل دستگاه لیمبیک مورد بررسی قرار گیرد. جهت دریافت اطلاعات بیشتر در این زمینه فایل مقاله را دانلود و مطالعه بفرمایید. تجارب اولیه کودکی-رشد مغز.pdf
  3. اضطراب امتحان آي. جي. سارسون اضطراب امتحان را بعنوان پديده‌اي مي‌داند كه داراي يك يا چند مؤلفه زير است: · موقعیت مشكل، چالش‌زا و تهديد‌آفرين در نظر گرفته ‌شود. · فرد خود را ناتوان مي‌بيند يا احساس مي‌كند كه قادر به اقدام مؤثر در مورد تكليف نيست . فرد به پيامدهاي نامطلوب كه به اندازه كافي وجود ندارد توجه مي‌كند افكار خود تحقيري فرد چنان شديد هستند كه با فرآيندهاي شناختي درگير در تكليف رقابت يا تداخل مي‌كنند. · فرد انتظار شكست دارد و فكر مي‌كند بزودي مورد بي‌مهري ديگران قرار خواهد گرفت. ساراسون همچنين خاطر نشان كرده است كه وقتي اضطراب امتحان برانگيخته مي‌شود ، الزماً مزاحم عملكرد امتحان نخواهد بود و مؤثر بودن آن در نتيجه امتحان ، به اين موضوع بستگي دارد كه فرد چگونه به اضطراب واكنش نشان مي‌دهد . كساني كه با فكركردن در مورد امتحان ، يا انجام فعاليتهاي ديگر مانند سينما رفتن بجاي مطالعه‌كردن تلاش مي‌كنند كه اضطرابشان را كاهش دهند ، بيشتر احتمال شكست دارند و بنابراين به هنگام امتحان دادن ، مضطرب مي‌شوند، بطوريكه عملكردشان تحت تأثير اضطراب قرار مي‌گيرد. پاسخها و رفتارهاي سازندة ديگر از قبيل مطالعه بيشتر، مشورت با استادان يا تمرين سؤالات امتحانات قبلي يا سؤالات احتمالي امتحان ، مي‌توانند مفيد باشند. و دانشجوياني كه خود را چنين آماده احساس مي‌كنند كمتر امكان دارد كه در جريان امتحان مضطرب بشوند . در نتيجه امكان دارد در امتحان بهتر بتوانند عمل كنند.
  4. ازدواج ارتباطي است كه داراي تماميت بي‌نظير و گسترده‌اي مي‌باشد،ارتباطي كه داراي ابعاد زيستي ، عاطفي ، رواني ، اقتصادي و اجتماعي است. ازدواج رابطه نزديكي است كه ميان مرد و زن براي مدت طولاني برقرار مي‌شود بنابراين جوانان بايد قبل از ازدواج شرايطي را كه لازمه زناشويي موفقيت‌آميز است در نظر بگيرند. اين رابطه تنها بمنظور ارضاي تمايلات آني نيست بلكه زندگي آينده و خوشبختي زن و مرد و كودكان آنها بر اساس اين پيوند قرار گرفته است و يكي از علل عمدة اختلالات رواني در كودكان گسسته شدن رابطة خانواده و يا اختلافات شديد خانوادگي است.
  5. نقش خانواده در شکل گیری عواطف و احساسات: در دوران كودكي به پسرها و دخترها در زمينة كنترل عواطف اطلاعات متفاوتی داده مي‌شود . والدين بطور كلي بيشتر با دختر خود دربارة احساسات و عواطف بجز خشم صحبت مي‌كنند تا با پسر خود . مثلا به دخترها اطلاعات بيشتري راجع به عواطف داده مي‌شود تا به پسرها . زماني كه مادرها با دخترها‌ي خود راجع به عواطف و احساسات بحث مي‌كنند در مقايسه با پسرها با جزئيات بيشتري به اين امر مي‌پردازند . آنها معمولا با پسرهاي خود در مورد علل و نتايج احساساتي شبيه به خشم بيشتر حرف مي‌زنند و آنها را در اين باره نصيحت مي‌كنند. مسائلی از این دست اهمیت زیادی در بقاء و رضایت زندگی مشترک ایفا می کنند و لزوم شناخت مرد از زن و زن از مرد را آشکار می کند. اگر هر فردی در خانواده خود یاد بگیرد كه محبت كند ، عشق بورزد و تنفر و خشمهاي خود را كنترل و پنهان كند در دوران بزرگسالي مشكل پيدا نمي‌كند . فرزندان معمولا ارزشها و معيارهاي والدين خود را ياد مي‌گيرند . اجتماع نيز چون والدين قوانين خود را داشته و هركس كه در جامعه زندگي مي‌كند بايد از قوانين آن پيروي كند . هركس كه رفتارش از خودخواهي سرچشمه گرفته باشد در بيشتر مواقع بدون شك در رفتار با ديگران با مشكل روبرو مي‌شود.
  6. ازدواج: در نخستين سالهاي بزرگسالي، بسياری ازدواج مي‌كنند و در روابط صميمانه درگير مي‌شوند. صميميت به معناي علاقه‌مندي به ديگران و داشتن تجارب مشترك با آنهاست. افرادي كه از بيم يك صدمه احتمالي يا به علت عدم توانايي براي داشتن تجارب مشترك نمي‌توانند به رابطه‌اي محبت‌آميز دل بسپارند با خطر تنهايي و گوشه‌گيري روياروي مي‌شوند. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه برخورداري شخص از يك رابطه صميمانه مي‌تواند نقش موثري در سلامت رواني و جسماني او ايفا كند. افرادي كه مي‌توانند عقايد، احساسات و مسائل خود را با ديگري در ميان بگذارند، سالمتر و شاداب‌تر از كساني هستند كه از چنين امكاني برخوردار نيستند. قوای غريزی، قوای نيرومند و خلاقی است كه در صورت والايش و آراسته شدن به عقل و اخلاق، می توانند در خدمت زندگی معنوی و هنری در آيند. خودداری و طرد عمومی غرايز در موارد افراطی بالاخره به آنجا می رسد كه نوجوان نه تنها هر نوع لذت غرايز را بر خود حرام می كند ، بلكه به اين بهانه كه تغذيه نوعی لذت جويی است، از خوردن غذا نيز خودداری می كند. اين امر به صورت خفيف تر، در نزد نوجوانانی ديده می شود كه حتی انديشيدن در خصوص عشق را بد و ناپسند می شمارند و ادعا می كنند كه علائق آنان تنها در مسائل عقلانی و اجتماعی معطوف است. اين رفتارها در آغاز بلوغ بخصوص نزد پسران مشهود است . اين گونه پسران نسبت به دختران ، و عشق به طور كلی ، دشمنی و ضدیت نشان می دهند؛ دختران نيز گاه در حوالی بلوغ ضديتی تقریبا آشكار با پسران از خود نشان می دهند.
  7. آمیوتروفیک لترال اسکلروزیس یک بیماری تخریب کننده سلولهای شاخ قدامی نخاع و مرکز حرکتی مغزی است. این بیماری باعث تحلیل و ضعف پیشرونده عضلات می شود. مقاله حاضر به آسیب شناسی،تشخیص، درمان و مشاوره های لازم برای این بیماری و بیماران آن می پردازد. آمیوتروفیک لترال اسکلروزیس.pdf
  8. موقعيتهاي برانگيزنده اضطراب با وجود اينكه موقعيتهاي بيشماري وجود دارند كه مي‌توانند اضطراب را در افرادي داراي اضطراب صفتی در سطح بالا هستند برانگيزانند ، ولي بعضي از موقعيتها اين عمل را خيلي آسانتر از ساير موقعيتها انجام مي‌دهند. يكي از اين موقعيتها «ارزيابي اجتماعي» است. اين حالتي است كه فرد انتظار دارد مورد ارزيابي ديگران قرار بگيرد . مانند ملاقات با يك گروه بيگانه ، مصاحبه براي يك شغل يا ظاهر شدن در مقابل تماشاچيان. موقعيت ديگري كه در آن افراد با اضطراب خصيصه‌اي در سطح بالا به آساني مضطرب مي‌شوند «ادراك جسماني« است . بعنوان مثال نگاه‌كردن از بالاي يك ساختمان بلند به پايين ممكن است اشخاصي با اضطراب صفتی را مضطرب كند .حتی اگر آنها پشت نرده آهني ايستاده‌اند كه از سقوطشان جلوگيري مي‌كند، انتظار مضطرب‌شدن چنين افرادي را از رفتن به مكانهاي بلند باز مي‌دارند كه اين حالت را هراس بي‌اساس(فوبيا) كه در اين مورد بلند هراسی است مي‌نامند. سومين موقعيتي كه بصورت بالقوه در افراد با اضطراب سطح بالا، برانگيختگي اضطرابي ايجاد مي‌كند يك «وضعيت مبهم» است وضعيتي ناشناخته ونامشخص است . وقتي فرد نمي‌داند كه با چه چيزي مواجه است در يك حالت مبهم قرار دارد . بدين معني كه او نمي‌داند كه آيا قادر خواهدبود خود را با آن چيزي كه در پيش است تطبيق دهد يا نه؟ وارد شدن به يك غار، مسافرت به يك كشور خارجي، منتقل شدن به يك مدرسه ديگر يا خوردن يك غذاي بيگانه، همه بطور مشترك برای افراد دارای اضطراب سطح بالا عذاب آور است و آنها ماندن در محيطهاي آشنا را به وارد شدن در محيطهاي ناشناخته ترجيح مي‌‌دهند.
  9. فرازهايي از سخنان انديشمندان جهان درباره اضطراب رهايي كامل از تنيدگي مرگ است. (هانس سليه) اضطراب به معني اضطراب داشتن از هيچ است. (ياسپرس) «بحران‌هاي بزرگ» انسان‌هاي بزرگ به‌وجود مي‌آورند. تنها مرده‌ها فاقد استرس هستند. (جورجياويت كين ـ لانويل) تنها چيزي كه خدا از بشر مي‌خواهد يك قلب آرام است. (كهارت) (آرامش) اوّلين نشانه و اثبات حضور خداوند در درون شماست. (كاندانا) اگرچه دنيا پر از رنج است،‌ پر از راههاي غلبه بر آن رنج‌ها نيز هست. (هلن كلر) مأموريت شما در زندگي (بي‌مشكل زيستن) نيست، بلكه با انگيزه زيستن است. (آندره ميتوس) يادتان باشد زندگي شما دشمن شما نيست اما طرز فكرتان مي‌تواند دشمن شما باشد. (كارلسون) · اضطراب در مورد يك تهديد دروني يا بيروني هشدار مي‏دهد و خاصيت ناجي حيات را دارد ، نسبت به تهديدات آسيب جسمي ، درد ، درماندگي ، تنبيه احتمالي يا ناكامي در نيازهاي اجتماعي يا جسمي هشدار مي‏دهد ، يا از جدايي افراد مورد علاقه ، تهديد موفقيت يا موقعيت و بالاخره تهديد تماميت و كمال خبر مي‏دهد . اضطراب موجود زنده را به اتخاذ تدابير ضروري براي مقابله با تهديد يا حداقل كاهش نتايج آن برمي‏انگيزد . · منظوراز اضطراب ، هيجان ناخوشايندي است‏كه با اصطلاحاتي مانند نگراني ، دلشوره ، وحشت و ترس بيان مي‏شود وهمه‏ي ما آدميان درجاتي از آن را گاه‏گاه تجربه مي‏كنیم. · اضطراب به صورت حاد و مزمن ، تقريباً يكي از اجزاي تمامي بيماري‏هاي رواني است . · اضطراب واكنشي در مقابل خطري نامعلوم ، دروني ، مبهم و از نظر منشأ در ناخودآگاه و غير قابل كنترل است . · اضطراب يك علامت هشداردهنده است ، خبر از خطري قريب‏الوقوع مي‏دهد و شخص را براي مقابله با تهديد آماده مي‏سازد . · یکی از اختلال هایی که می تواند گاه موجب بروز عدم تحرک در خانواده و همچنین عامل و هسته مرکزی بسیاری از بیماری های روانی شناخته شود اضطراب است. · دلایل بروز اضطراب همیشه یکسان نیست. و با توجه به منبع اضطراب، و دلیل پدید آورنده آن، تعریفی که از اضطراب می شود متفاوت است. · در اکثر موارد اضطراب به دلیل ترس به وجود می آید. · برخی از افراد برای رهایی از اضطراب، می خوابند. تحت این شرایط فرد کمتر با رویدادها و اتفاق های جدید روبرو می شود و به نظر خودش کمتر دچار اضطراب می شود. ولی پر واضح است که تحت این شرایط، فرد فرصت هایی که برای تغییر و بهبود پیش رویش قرار می گیرد را از دست می دهد. · برای کسی اضطراب شدید دارد تجربه تجارب جدید حتی گاهی وحشت آور است. · شرایطی که می تواند برای کسی که اضطراب در حد طبیعی دارد، آزار دهنده نباشد، برای کسی که دچار اختلال اضطراب است می تواند وحشتناک باشد. · اضطراب می تواند در اثر شرایط محیطی پدید آید. از جمله این شرایط زمانی است که فرد در برابر قضاوت و ارزیابی دیگران قرار دارد. · وجود اضطراب در حد اعتدال طبیعی است و حتی می تواند موجب پیشرفت امور و کارها شود. بعبارت دیگر، وقتی اضطراب در حد متعادل باشد می تواند مانند نیروی محرک برای انجام کارها عمل کند. چنین اضطرابی نه تنها مضر نیست بلکه وجود آن لازم است. · اضطراب مرضی منبع شکست، درماندگی و سازش نیافتگی است که می تواند فرد را از بخش عمده ای از امکاناتش محروم سازد . برای مثال نتایج تحقیقات متعددی که در زمینه تأثیر اضطراب و توانمندی های تحصیلی انجام داده اند نشان داده شده که افزایش اضطراب ممکن است واکنش های عقلی به هنجار را موقتا دچار اختلال سازد و در نتیجه بطور مثال به هنگام امتحان کارآمدی تحصیلی را به صورت قابل ملاحظه ای کاهش دهد. · همچنین یکی از علامت های اصلی اختلالات اضطرابی احساس دائمی آسیب پذیری است در این حالت شخص فکر می کند که قـرار است اتفاق بد و ناگواری بـرایش رخ دهد و او نمی تواند هیچ کنترلی بر روی آن داشته باشد این آسیب پذیری سبب می شود که فرد احساس کند توانایی کمی برای حل علت دارد بنابراین شخص سعی می کند از موقعیتهای همراه مشکل دوری کند. · حالت اضطراب ، به‏طور عمده اختلال افراد جوان است كه شروع آن معمولاً در اواسط دهه سوم عمر است و به‏طور متوسط بيمار قبل از مراجعه براي درمان ، پنج سال علائم اضطراب را داشته است . علائم اختلال اضطرابی دوره جوانی طبق تقسیم بندی عبارتند از : 1. نگرانی بیش از حد و غیر واقعی در مورد اتفاقات آینده مثلاً امتحان 2. احتمال صدمه دیدن 3. احساس نگرانی از مواجه شدن با توقعات و انتظاراتی که بسیار سخت و غیر قابل اجرایند و یا نگرانی در مورد رفتارهای گذشته . 4. بنابراین بطور کلی یکی از زمینه های روانشناسی مرضی از جنگ جهانی دوم تا کنون همین قلمرو اختلالات اضطرابی است و بررسی های اخیر نشان داده است که اضطرابهای اجتماعی واجد بیشترین فراوانی در سطح کل جمعیت هستند. · صاحب نظرانی چون ولپي، فرويد، سوليوان و بينزواگنر معتقدند که ریشه اضطراب شالوده عدم كارايي هيجاني است و هسته اصلی بیشتر بیماری های روانی می باشد. احساس نگراني به‏ويژه در مورد آينده ، ناراحتي عمده‏ي بيمار به‏شمار مي‏آيد، در اين رابطه شايد بي‏مناسبت نباشد كه اضطراب را التهاب آينده نام‏گذاري كنيم. · در اضطراب تغییرات روان شناختی و فیزیولوژیک در انسان رخ می دهد و حالت نامطلوبی را برای کسی که آن را تجربه می کند ایجاد می نماید. · تغییرات فیزیولوژیک که بدلیل اضطراب ایجاد می شوند و شامل علائم تحريك سيستم عصبي خودكار می شوند عبارتند از : تنگي قفسه سينه ، طپش قلب ، تعرق ، سردرد ، ميل اجباری و ناگهاني بـراي دفـع ادرار ، بي‏قـراري و ميل براي در حرکت بودن. · هم چنین احساس خطركه موجب تپش قلب ، افزايش فشارخون ، انقباض عروق پوستي به‏صورت رنگ پريدگي صورت ، تندتر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام‏ ها مي‏شود و بـدن را انسان را گريـز يا سـتيـز آماده مي‏سازد. · اضطراب بدلیل پیش بینی کردن یک خطر یا تهدید بوجود می آید و ممکن است عاملی که موجب اضطراب فرد شده هیچ وقت در واقعیت اتفاق نیفتد. · اكثر نظريه پردازان ، از جمله لانگ توافق نظر دارند كه اضطراب يك مفهوم فرضي است ، آنها معتقدند که اضطراب یک مفهوم ذهني است كه وجود خارجي ندارد ، اما ممكن است در توضيح پديده‏هاي قابل مشـاهـده مفيـد باشـد. · اضطراب يك فرآيند آگاه كننده و اخطاردهنده است ، واكنش در برابر خطري است دروني ، مبهم و ازنظر منشاء همراه با تعارض رواني ، به‏طوركلي اضطراب پاسخي به تهديدات ناشناخته ، داراي جنبه‏ي تعارضي ، داراي ريشه‏ي درون‏رواني بوده و از درون شخصيت مي‏آيد وغالبأ مزمن است . · اضطراب عبارتست از ترس از يك عامل ناشناخته و نامعلوم كه موجب پريشاني فكر و گاه بروز علائم احساس خطر از جمله : تپش قلب و رنگ پريدگي نيز مي‏شود ، بنابراين در فرايند اضطراب ، برخلاف ترس طبيعي و واقعي ، يك عامل حقيقي ترس‏آور يا خطرناك يا آسيب زننده وجود ندارد ، بلكه فقط به‏طور خودكار ، ذهن آدمي دچار احساس خطر مي‏شود ، نگراني را مي‏توان يك حالت مزمن و منتشر به‏شمار آورد كه پيش‏درآمد اضطراب است. · فراموش نکنیم که اضطراب بطور کلی یک حالت منفی و مضر نیست. اضطراب واكنشي است طبيعي و لازم كه در حقيقت ، جزئي از زندگي است و باعث يادگيري در رشد شخصيت و بالا بردن ميزان كارايي و هوشياري است و حتي موجب برانگیختن ما برای انجام کار ها مي‏شود. · كارن هورناي (روان شناس) اضطراب را احساس منزوي شدن ، بيچارگي ، بي پناهي در دنيايي می داند كه بالقوه خطرناك و ترسناك است. · اضطراب نوعي احساس ترس و ناراحتي بي‏دليل نشانه بسياري از اختلالات روان‏شناختي محسوب مي‏شود كه اغلب به‏وسيله رفتارهاي دفاعي مانند فرار از يك موقعيت ناخوشايند يا انجام يك عمل طبق نظم و آئين معين كاهش مي‏يابد . · تعریف و بروز اضطراب از فردی به فرد دیگر متفاوت است. چنانكه وقتي اضطراب خيلي شديد باشد اصطلاحاتي همچون وحشت ، هراس ، بيم و ترس مورد استفاده قرار مي گيرد . وقتي اضطراب تا حدي ملايم و خفيف باشد اصطلاحاتي همچون پريشاني، نگراني، ناراحتي و غصه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. حتي در موقعيتهاي وخيم‌تر عكس‌العملهاي فيزيولوژيكي نيز از فردي به فرد ديگر متفاوت است. · حتي عكس‌العملهاي فيزيولوژيكي نيز از فردي به فرد ديگر متفاوت است. در بعضي از افراد اضطراب باعث خشكي ، انقباض و ناراحتي گلو مي شود و در برخي اضطراب باعث فشار قفسه سينه مي شود ، در بعضي از افراد در اثر اضطراب كف دستان خيس عرق، احساس پروانه در شكم، سستي روده‌ها ضعف و ناتواني در زانوها و بيقراري و ناآرامي مي‌شود. · اضطراب نگراني زياد و بر اثر ترس مبهم و غير منطقي است. شخص مضطرب به گونه‌اي مبهم از خطري نامشخص مي ترسد و خود را قادر به دفاع نمي بيند. به دنبال اضطراب, تپش قلب, عرق کردن, لرزيدن, تاري در ديد و بينايي و امثال آن پيدا مي‌شود. بعبارت دیگر اضطراب علت واضحی ندارد. درنتیجه اضطراب از تضاد دروني ,يا از فعاليتي جنسي که به ارضاء ميل نينجاميده است,يا بر اثر از دست دادن عشق و محبتي که ياد آور احساس ترک و رها شدن است پيدا نمي شود. · گاه در مواجهه با شرايط جديد زندگي ,که سازگاري ضرورت پيدا مي کند, فرد مضطرب مي شود و اگر نتواند به سازگاري برسد عدم امنيت ناشي از اضطراب دوام مي يابد و سبب بروز اختلالات رواني مي گردد. · به نظر رولومي اضطراب عبارت است از ترسي که در اثر به خطر افتادن يکي از ارزشهاي اصولي زندگي شخص ايجاد مي شود. · ممکن است اضطراب را نوعي درد داخلي دانست که سبب ايجاد هيجان و به هم ريختن تعادل موجود مي شودو چون بشر دايما به منظور بر قراري تعادل کوشش مي‌کند, بنابراين مي توان گفت که اضطراب يک محرک بسيار قوي است. · اضطراب متعادل يا نرمال آن است که شدت عکس العمل متناسب با مقدار خطر باشد که این مفيد است. زيرا شخص را وادار مي سازدکه با موفقيت خطرات را از خود دفع کند و بنابراين مقدار معقول اضطراب براي رشد و تکامل صحيح شخصيت لازم است و در واقع هيچ شخصی نيست که مقداري اضطراب نداشته باشد. رولومي معتقد است که اضطراب شديد عکس العملي که: 1-متناسب با مقدار خطر نيست 2-توام با تعارض و سرکوبي و ساير مشخصات غير عادي است. 3-با علايم مرضي و مکانيزمهاي دفاعي توام است. · رفتارهای نامناسبی که برخی اشخاص به هنگام اضطراب شدید بروز می دهند، بمنظور کم کردن درجه اضطراب است و هر رفتاري که فورا از ميزان اضطراب بکاهد، تکرار مي شود. اين نوع سازگاري نه تنها دليل اضطراب را از بين نمي برد، بلکه باعث ازدياد آن خواهد شد. · اضطراب مرضي بيماري مخربي است. اين اضطراب نه تنها صاحب خود بلکه عمل او را نيز تخريب مي کند. · فرق بين ترس و اضطراب اين است که ترس عبارت است از واکنشي در مقابل يک خطر واقعي(مثال: ترس از مار، ارتفاع و...) ولی اضطراب واکنش در مقابل خطري که وجود خارجي ندارد می باشد(مثال: نگرانی های همیشگی برای هر چیزی، نگرانی از چیزی که رخ نداده و شاید هیچ وقت هم رخ ندهد). با وجود اين بايد پذيرفت که اضطراب واقعا خيالي نيست بلکه بر اساس يک ترس اتفاق مي‌افتد که گاهي بسيار شديد است . بسيار اتفاق مي افتد که اضطراب در اثر انگيزه‌هاي کاملا نا آگاهانه بوجود مي آيد. · چه مواردی می تواند موجب بروز اضطراب شود؟ رویداد هایی مانند خطر آسيب بدني، به خطر افتادن عزت نفس و وارد آمدن فشار براي انجام کارهايي فراتر از توانمندي هاي آدمي ، اضطراب ايجاد مي کنند. · اضطراب نوعي فشار رواني است که با ناکامي ارتباط زیادی دارد. در اين حالت به جاي اينکه فرد به اتفاقات کنوني واکنش نشان دهد,نگران وضع آينده مي شود. هر گاه شخص تصور ناکامی و شکست از آينده خويش داشته باشد دچار اضطراب مي شود. از آنجا که هيچ کس نمي‌تواند آينده را پيش بيني کند و هميشه عدم اطمينان از پيش آمدهاي آينده وجود دارد بنابراين اضطراب نيز بطور طبيعي برای شخصی که همواره نگران آینده است، همیشه موجود است. دانستن اين نکته نيز سودمند است که اضطراب ملايم خود مي تواند انگيزه اي براي پيشبرد کارهاي آينده باشد. · ازجمله موقعیت هایی که معمولا برای افراد می تواند اضطراب آور باشد محیط کار است. سوال اینجاست که آیا مدیران می توانند این میزان اضطراب را تعدیل کنند؟ مدیران مي توانند با برپا کردن جلسات و گفتگوهاي رسمي و غير رسمي نگراني کارکنان را نسبت به آينده شغلي شان برطرف سازند. همچنين يک مدير مي تواند با يادآوري اين مطلب که در ابتداي کار هر کارمندي ممکن است دچار اشتباه شود از نگراني کارمندان جوان خود بکاهد. در حقيقت نقش يک مدير نقشی دو گانه است از يک طرف محيط کار نبايد محيطي يکنواخت,تکراري و کاملا قابل پيش بيني باشداز طرف ديگر درجه نگراني و اضطراب کارکنان از جهت عدم اطمينان نسبت به آينده نبايد به حدي برسد که رفتار آنان به رفتاري خشک و عصبي و ناخوشايند تغيير يابد. · علت مقاومت بعضی از افراد در مقابل تغییر و حفظ وضع موجود چیست؟بعضی از افراد همواره تلاش می کنند تا وضع کنوني را نگه دارند و از هرگونه تغيير و دگرگوني در شرایط جلوگيري می کنند. دليل عمده ايستادگي و مقاومت در مقابل دگرگوني، اضطراب و نگراني از آينده است. از آنجا که بعضی از اشخاص نمي توانند نتايج و دگرگوني ها را پيش بيني کنند در مقابل آن مقاومت می کنند. · هرگاه شخصی، رفتاري خشک و عصبي از خود نشان مي دهند دليل آن است که در يکي از حالتهايي اضطراب به سر مي برد. زمانی که به این دسته افراد نسبت به آينده آگاهی داده می شود و موقعيتی که اکنون آنها در آن هستند برایشان روشن شود اينگونه نگراني ها تخفيف مي يابد. · اضطراب دارای دو جنبه است: · جنبه فیزیولوژیک: مربوط به تغییرات جسمانی ناشی از اضطراب می شود. برانگيختگي که به همراه اضطراب در شخص به وجود می آید، مربوط به سيستم عصبي است كه آن را بصورت يك هيجان معرفي مي‌كند. این برانگیختگی جسمانی از فردی به فرد دیگر متفاوت است و ممکن است با تغییراتی در بدن مانند افزایش ضربان قلب، افزایش فشارخون، عرق کردن، ترشح بزاق، تغییر رنگ پوست، اختلالات تنفسی، حالت تهوع، انقباض معده یا اسهال همراه باشد. · جنبه شناختی: جنبه شناختی اضطراب به خاطر برداشت نامطلوب و نامناسب از رفتاری مبهم و تهدید آمیز در مورد آینده است. كه فرد نمي‌تواند آنرا توصيف كند چون غير قابل توصيف هستند و احساس مي‌كند كه آمادگي مقابله با آن را ندارد. جنبه شناختی ممكن است احساس مصيبت و بلاي تهديدكننده، فاجعه، از هم پاشيدگي و يا حتي مرگ باشد و همانطوريكه گفتيم اين تجربه‌ها ممكن است زنگ خطري برای بروز حالات ترس و وحشت باشد. اضطراب به چه نحوي روي عملكرد يك فرد تأثير مي‌گذارد؟ تحقيقات نشان داده‌اند كه جواب بدين سؤال اين است كه بگوئيم: بستگي دارد، يعني به شدت اضطرابي كه فرد تجربه مي‌كند بستگي دارد. اضطراب خفيف يا اضطراب در سطح پايين درعملكرد تأثير ندارد و يا تأثیر بسیار کمی دارد. در حاليكه اضطراب شديد یا اضطراب در سطح بالا ، تأثير عمده برروي عملكرد خواهد داشت. بنظر مي‌رسد اضطراب در سطحي نه خيلي شديد و نه خيلي ضعيف مي‌تواند عملكرد فرد را بالا ببرد. در اين وضعيت اضطراب بصورت يك انگيزش عمل مي كند . براي انجام یک کار یا عمل وجود چنين انگيزشي ضرورت دارد ، در حاليكه نبود انگيزش مانع بروز عملكرد شده و بيش از اندازه بودن آن نيز باعث از هم‌پاشيدگي عملكرد مي‌شود. اضطراب موقعيتي يك عكس‌العمل هيجاني است که در یک موقعیت یا شرایط خاص به صورت لحظه‌اي است . اضطراب موقیعتی بعنوان يك وضعيت ناپايدار و زودگذر ظاهر می شود كه هم از نظر شدت و هم از نظر نوسان در زمانها و شرایط مختلف، متفاوت است. بعنوان مثال اضطراب امتحان، اضطراب برای یک سخنرانی و.... از انواع اضطراب های موقعیتی هستند. اضطراب صفتی این نوع از اضطراب گذرا و مربوط به موقعیت خاصی نیست بلكه بعنوان خصوصيات ديرپاي فرد خوانده مي‌شود. همانند ساير صفات اين ويژگي هم از فردي به فرد ديگر متفاوت است. بعضي از افراد داراي اضطراب صفتی سطح پايين و بعضي ديگر داراي اضطراب صفتي در سطح بالا هستند. كساني كه داراي اضطراب صفتی در سطح بالا هستند بیشتر اوقات در حالت اضطراب به سر مي‌برند. شرایط و موقعیت هایی كه برای سایرین اغلب بي‌ضرر است ممکن است از نظر افراد دارای اضطراب صفتی سطح بالا تهدید کننده باشد و نسبت به این وضعيتها بصورت اضطراب موقعيتي واكنش نشان مي‌دهند.
  10. سبک های عاطفی در افراد مختلف دارای الگوهای متفاوتی است. برخی افراد تمایل دارند بیشتر به سمت عواطف و احساسات مثبت حرکت کنند و برخی به سمت عواطف منفی. علاوه بر این حتی شدت بروز این نوع عواطف در افراد مختلف متفاوت است. این طیف وسیع متغیرهای عاطفی را سبک ها عاطفی می نامند که می توانند به ویژگی ها خلق، شخصیت یا آسیب پذیری روانی مربوط باشند. نوروپسیکولوژی- سبک های عاطفی.pdf
  11. فایل حاضر همانطور که از نام آن برمی آید در زمینه ملاحضات اخلاقی که نکته حائز اهمیتی در کار می باشد را ارائه می دهد. به جهت اهمیت موضوع مطالعه و عمل به این مقاله به تمامی فعالان حوزه روان شناسی و مشاوره توصیه می شود. ملاحظات اخلاقی- روان شناسی بالینی.pdf
  12. مقاله حاضر با عنوان "آیا نیمکره راست با سیستم لیمبیک حرف می زند؟" در زمینه گفتار و ارتباط آن با ساختارهای مغزی اطلاعات فوق العاده ای در اختیار خواننده می گذارد. نیمکره راست- سیستم لیمیبک- ربان.pdf
  13. مقاله حاضر مطالب بسیار جالبی در زمینه سیستم ایمنی مطرح کرده است و به شما بزرگواران پیشنهاد می کنم که حتما مقاله را دانلود و مطالعه بفرمایید. سیستم ایمنی - جهان بیرون.pdf
  14. مقاله حاضر در زمینه رابطه یادگیری و آگاهی و همچنین ساختارهای دخیل در توجه و نقش توجه در یادگیری، اطلاعات مفیدی را پیش روی شما بزرگواران قرار می دهد. یادگیری و آگاهی.pdf
  15. نورون های پاریتال تحتانی زمانی فعالیت خود را آغاز می کنند که ما اعمالی که دیگران انجام می دهند را مشاهده می کنیم. نکته جالب توجه دیگری که در مورد این نورون ها به چشم می خورد این است که آنها هم چنین به مشاهده گر امکان درک مقاصد عمل کننده را نیز می دهند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این نورون ها می توانید مطالب موجود در مقاله حاضر را مطالعه کنیدو لذت ببرید. لب پاریتال.pdf